کلبه ی عمو تم - آدم و حوا

شارژر همراه موبایل Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
22 اردیبهشت 1387

نمی دانم شب را با کدام جنون حوصله بگذرانم

و یا با کدام دلخوشی ، چشمم را به خورشید بدوزم

و تلفیق شب و روز را در کدام غروب ببینم

شاید اصلاً نباید قلم کلمه ی هستی را می نوشت

و آن را به کاغذ سوخته ی روزگار می سپرد

امّا ، این دکورکائنات برای کدام بازیگر بر پا شده است

شاید ؛

ما لوده بازان این نمایش منحوس باشیم

صورتکی را که خودمان هم آن را نمی شناسیم ، می خواهیم به تماشگران القا کنیم

ولی باز به این ابهام دیرینه میرسم ،

که چرا روز را از برای شب و شب را از برای روز سر می کنیم

و این بار هستی را با تمام سنگینی هایش ، با دوش های نحیف به دنبال آینده ی مبهم می کشانیم

امّا ؛

هیچوقت از خود نپرسیدیم که آدم کجاست ؟

و یا حوّا در کدام رویای دروغینی منتظر ماست ؟

انسان چیست ؟

 و آن را چگونه تفسیر کردیم

زندگی چیست ؟

و آن را چگونه دیدیم

مرگ چیست ؟

و چرا از آن ترسیدیم

تنها سایه ی خسته ی خود را با فریب به دنبال خود کشاندیم

و هیچوقت به خود نگفتیم که او کیست ، از کجا آمده است و یا اصلاً برای چیست؟