مادر بزرگ قصه ای نمی گوید ...
غزلی سروده نمی شود
لالایی های مادر اثر نمی کند
نویسنده کاغذ هایش را مچاله نمی کند
گنجشک ها به بهانه ی نان به حیاط نمی آیند
آواز خواننده به گوش نمی رسد
کسی زباله را ساعت نه جلوی در نمی گذارد
پرواز هواپیما صدا ندارد
موش ها از گربه ها نمی گریزند
دانش آموزان سوالی نمی پرسند
معلمی پای تخته داد نمی زند
لواشکی بین بچه ها تقسیم نمی شود
اتللو دزدمونا را خفه نمی کند
مادر بزرگ قصه ای نمی گوید ...
دلفین ها روی آب بازی نمی کنند
کودک از بالای سرسره به پایین نمی آید
رستم سهراب را نمی کشد
ک قهرمان کافکا نمی شود
آشیل هکتور را روی زمین نمی کشاند
موسی به نیل نمی رود
بت ها شکسته نمی شوند
عیسی سخن نمی گوید
فرعون کمان به آسمان نمی کشد
یازده سپتامبر فاجعه ای رخ نمی دهد
روح هملت سخن نمی گوید
کسی پشت در اطاق عمل دعا نمی کند
سیبی از درخت روی زمین نمی افتد
قابیل هابیل را نمی کشد
شکسپیر عاشق نمی شود
مادر بزرگ قصه ای نمی گوید ...
آدم بده آخر فیلم دستگیر نمی شود
ناوارو معمّا را حل نمی کند
شاه سیاه هیچوقت مات نمی شود
هیچکس از ویرژینیا ولف نمی ترسد
رد پایی روی برف نمی ماند
مادر بزرگ قصه ای نمی گوید


