شب

زمین خیس است

کفش ها پوسیده اند

پاسی از شب می گذرد

و صدای بزم و رقص بر گوش می رسد

امّا ‌،

کارگران هنوز ، زیر تیغ تیز گرسنگی در پی تکه نانند